فرمول برنامه‎ریزی

نام کتاب: فرمول برنامه‎ریزی

نویسنده: دیمون زاهاریادس

مترجم: امیرپویا چراغی، ژاله بهادری


منبع استفاده شده جهت خلاصه‎نویسی: اپلیکیشن طاقچه نسخه وب/ 243 صفحه‎ای


خلاصه‎ای کوتاه و گذرا از این کتاب طی مطالب ذیل ارائه می‎شود. این خلاصه شما را از تهیه‎ی کتاب بی‎نیاز نمی‎کند؛ بلکه برای فهم بیشتر مطالب ضروری است کتاب را تهیه کنید.

ضمناً خلاصه‎ی ارائه شده برداشت من از کتاب است و الزاماً منظور نویسنده نیست. من این کتاب را خوانده‎ام و می‎خواهم به شما پیشنهاد بدهم که تهیه کنید و بخوانید. حالا اگر از من بپرسید مختصری از آنچه خوانده‎ای را بگو، می‎گویم:

خیلی از ما برنامه‎ریزی و اهمیت زمان‎بندی زندگی را درک و تجربه کرده‎ایم. اما ممکن است این برنامه‎ریزی‎ها با شکست مواجه شده باشند. دیمون زاهاریادس در همان ابتدای کتاب لیستی از دلایل شکست برنامه‎ریزی را ارائه می‎دهد. از جمله بی‎هدف بودن برنامه‎ها، طولانی، متنوع و کلی بودن آن‎ها، نداشتن اولویت‎بندی مشخص و ...

بخش دوم کتاب وارد معرفی 10 استراتژی برتر برنامه‎ریزی می‎شود.

اولین استراتژی فهرست کلی و فراگیر است که نویسنده آن را رد می‎کند. او می‎گوید: خیلی کلی، متنوع و بدون اولویت بندی است؛ هر روز چیزی به آن اضافه می‎شود و هیچوقت تمام نمی‎شود.

دومین استراتژی فهرستِ دارای زمان شروع و سررسید است. در این نوع استراتژی زمان نقش مهمی دارد اما اولویت بندی در آن دیده نمی‎شود.

یکی از این استراتژی‎ها 2+3 است. یعنی دو کار بزرگ و 3 کار کوچک برای یک روز. که نویسنده آن را هم قبول ندارد. سیستم 1-5-3 هم همین فلسفه را دارد. 1 وظیفه بزرگ و 3 متوسط و 5 کوچک

از استراتژی های دیگری که دیمون زاهاریادس برمی‎شمرد استراتژی 3MIT است. یعنی انجام 3 کار بسیار مهم یا 3 کاری که از بقیه کارها مهمتر است. اما آن را هم همانند موارد قبل دارای مشکل می‎داند از جمله اینکه مقوله زمان در آنها دیده نشده و نهایت زمانی که می‎شود آن را انجام داد در برنامه مشخص نشده . به قول معروف پایانِ کار باز است.

روش دیگر روش «کان بان» است که ظاهرا به نظرات نویسنده نزدیکتر است. سه ستون را روی تابلو درج می‎کنید؛ در ستون اول کارهایی که باید انجام شوند، ستون دوم کارهای در حال انجام و سومی کارهای انجام شده. وجه بصری این کار ترغیب و تشویقی است برای انجام زودتر کارها و تمام کردن آنها و همچنین یادآوری آنها. اما نویسنده می‎گوید ممکن است کارهای ریز ردشان گم شود چراکه نمی‎توان لیستی از 100 کار را در این تابلو درج کرد.

اما بخش سوم که اصل ماجراست و آن ساختن یک برنامه خوب به زعم نویسنده است. او در در قدم اول می‎گوید وظایف فعلی را از وظایف آینده جدا کنید. در قدم دوم، هدف یا نتیجه مطلوب از انجام آن کار را کنار همان وظیفه بنویسید. مخصوصا وظیفه روزانه یا همان کار فعلی که باید انجام شود. سوم: وظیفه را به اجزاء کوچکتر تقسیم کنید و چهارم: برای هر کاری سررسیدی تعیین کنید تا معلوم شود این کار کی باید تمام شود.

نویسنده در پنجمین قدم می‎گوید کارهایی که حداقل 15 دقیقه وقت می‎گیرند را به هفت عدد در برنامه فعلی محدود کنید. فقط 7 کار. مابقی کارهایی که در حد چند دقیقه وقت می‎گیرند را در این لیست نیاورید.

او در گام ششم توصیه می‎کند وظایف را بر اساس پروژه (مثل نوشتن یک کتاب) نوع (مثلاً کار تحلیلی، ابتکاری یا بی‎دغدغه)و موقعیت (مانند محل کار، خانه، کتابخانه ...) تقسیم بندی کنید. در گامی دیگر او می‎گوید زمانی که برای کار ممکن است به طول بیانجامد را تخمین بزنید و یادداشت کنید. نه زیادتر و نه کمتر.

در فصل بعدی، نویسنده به بُعد مهمتری می‎پردازد و آن نگهداری از برنامه‎ریزی است. چیزی که می‎توان از آن به عنوان نقطه‎ی بحران خیلی برنامه‎ریزی‎ها یاد کرد. این بخش از کتاب را در قالب چند توصیه جلو می‎برد. از جمله لیست کارهای کوچک کمتر از ده دقیقه که در واقع از لیست اصلی کارها جدا شده‎اند. یا مرورهای هفتگی لیستها و به روز کردن فهرست اهداف. در این بخش بر نوشته شدن اهداف به صورت روشن و دقیق با افعال واضح تاکید شده. مثل سایر کتابهای موقفیت و هدفگذاری که معمولا این امر را توصیه می‎کنند. و توصیه دیگر اینکه «ثبات داشته باشید» که شاید بتوان گفت اصل مطلب همین است. شکل برنامه ریزی هرچقدر هم که نقصان داشته باشد، در ثبات، کم‎کم اصلاح می‎شود و تکامل می‎یابد.

در مورد نگهداشت برنامه ها به صورت آنلاین (مثل اپلیکیشنها) و آفلاین (دفتریادداشت) او مزایای هر کدام را برمی‎شمرد و نهایتا انتخاب را به خواننده واگذار می‎کند.

او برای داشتن انگیزه کافی جهت حرکت در راستای برنامه داشتن لیست کارهای انجام شده را توصیه می‎کند. این کار را روحیه بخش و امیدوار کننده قلمداد می‎کند و برای تهیه چنین لیستی، توصیه‎هایی هم دارد. البته باز هم نتیجه‎بخش بودن را مشروط به شرایط فردِ برنامه‎ریز می‎داند.


به نظرم این کتاب منبع الهام بخش خوبی است تا هر کسی به فراخور شرایط روحی و محیطی، برای خودش سیستم برنامه‎ریزی ابداع کند. اما اینکه بگوییم هرکسی می‎تواند روش نویسنده را با جزئیاتی که ارائه کرده پیاده کند، کمی جای تردید است. او خودش نیز توصیه می‎کند زیاد درگیر روش شناسی نشوید و سیستمِ خودتان را خودتان بسازید.


علی ارسطوئی




/ 0 نظر / 109 بازدید